همایش شاهنامه

برداشت از دانشنامه زبان و ادب فارسی

روزبه  زرین کوب

قارن

نام چند تن از پهلوانان و بزرگان ایرانی در شاهنامه و نیز برخی از منابع کهن ایرانی، شکل پهلوی این نام «کارِن» بوده که از واژۀ «کارَ» به معنی سپاه و لشکر ساخته شده است. و در بعضی از کتیبه های عصر ساسانی ، مانند کتیبۀ شاپور یکم بر دیوار کعبۀ زردشت،  و نیز کتیبۀ نَرسه در پایکولی، دیده می شود.

به روایت  صاحب فرهنگ آنندراج ، قارن ، مانند قباد »در اصل لغت فارسی«(=پهلوی)با حرفی معادل«غ» نوشته می شده، زیرا حرف «ق» در فارسی پهلوی نیامده است. در روزگار اشکانیان  و سپس در عصر ساسانیان ، کارن / قارن نام یکی از خاندانهای بزرگ هفت گانه و از تیرۀ اشکانیان بوده ،  ظاهرا خاستگاه خاندان کارن /قارن در نهاوند و پیرامون آن بوده است.



مشخصات


اخذ مدرک دکترا در رشته ی تاریخ اسلام با تمرکز بر ایران پس از پیروزی اعراب تا حمله مغول در سال ٢٠٠٨ از دانشگاه اوهایو امریکا

The Sistani Cycle of Epics and Iran National History: On the Margins of Historiography 


کتاب حماسه‌های سیستانی و تاریخ ملی ایران در سال ٢٠١٦ توسط انتشارات بریل به چاپ رسید.

این کتاب در همین سال برنده ی جایزه ی انجمن بین المللی ایران شناسی شد.


سایر تالیفات؛

عیاران و عیاری قبل از دورۀ صفوی فصلی از دوره بیست جلدی تاریخ جامع ایران. 

مقاله ی "جامۀ کهنه ست، زِ بزّازِ نو: پذیرش مواد حماسی و شکل نو دادن به آن‌ها در ایرانِ اوایلِ عصر اسلامی،" در مجلۀ مطالعات فارسی زبانان 

مدخل "سام" در دانشنامۀ جهان اسلام

 مقاله ی نقد کتاب "سرگذشت حمزه" که در مورد کتاب حمزه نامه نگاشته شده است، در بولتن فرهنگ عامۀ خاورمیانه و جنوب آسیا 

مقاله ی ضحاک و تاریخ در یادنامه ی دیک دیویس (در حال چاپ ٢٠١٨)

مقاله ی سفر گربه زاهد از هند باستان به شیراز در مجله ی Iranian Studies (در حال چاپ ٢٠١٨)


تدریس:

٢٠٠١ تا ٢٠٠٦ در دانشگاه اوهایو تدریس تاریخ معاصر خاورمیانه، ادبیات فارسی و زبان فارسی

٢٠١٢ تدریس در دانشگاه بغازچی استانبول "تداوم و تغییر در ایران قرون میانه"

 ٢٠١٣- ٢٠١٥ تدریس در کالج رایتِ شیکاگو در بارۀ تاریخ و ادبیات خاورمیانه


فعالیت های پژوهشی دیگر

به مدت دو سال در سمتِ معاون سردبیر مجلۀ مطالعات فارسی زبانان     

   

تسلط به زبان های فارسی، انگلیسی و آلمانی و آشنایی با زبان های عربی و فرانسه


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: تاریخ ,تدریس ,زبان ,کتاب ,دانشگاه ,فارسی ,مطالعات فارسی ,مجلۀ مطالعات ,دانشگاه اوهایو ,مجلۀ مطالعات فارسی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

 پرتو نادری

http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=181

سرگذشت سرگردان کلیله و دمنه

٢٣ حوت (اسفند) ١٣٨٧

(به بهانهء انتشارکلیله و دمنهء منظوم میر بهادر واصفی)

 چگونه گی کتاب کلیله و دمنه

کلیله ودمنه رشته حکایت های تمثیلی به هم پیوسته است از زبان جانوران که  در یک پیوند اجتماعی ظاهر می شوند.  سخن می گویند، مناظره می کنند، همدیگر را یاری می رسانند و یاهم توطئه پردازی می کنند، به جنگ و منازعه بر می خیزند. شاهی دارند و دادگاهی و جهت دادخواهی به دادگاه فرا خوانده می شوند و چیز های دیگر که دریک جامعهء انسانی وجود دارد. اساساً نویسنده و یا نویسنده گان این کتاب که تا هنوز به یقین نمی دانیم چه کسی یا کسانی بوده اند ، خواسته  اند تا چگونه گی مناسبات اجتماعی وشیوه های حکومتداری انسانها را  از زبان پرنده گان و جانوران دیگر بیان کنند. شاید این کتاب به گونهء اندرز نامه های جداگانه  برای امرای روزگار به وسیلهء  نویسنده گانی در زمانه های گوناگونی نوشته شده و بعداً چنان کتابی تدوین گردیده است. شاید هم این  کتاب ریشه در ادبیات و دانش عامیانه دارد! 

از این نقطه نظر کلیله انبانی است از پند واندرز ، حکمت عملی ،  دانش و شیوهء رهبری و حکومت داری  که در جامهء حکایت های تمثیلی بیان شده اند. در ادبیات غرب یک چنین حکایات تمثیلی را که به هدف پند و اندرز می آورند، فابل (Fable) می گویند.

 

دکتر سیروس شمیسا در کتاب« انواع ادبی» معمول ترین فابل را، فابل حیوانات (Beast Fable) می داند. او می گوید که« در این نوع حکایات، جانوران نماینده و ممثل آدمیانند، مانند آدمیان عمل می کنند و سخن می گویند. قدیمترین نمونهء این نوع فابل، فابل های منسوب به ازوپ (Aesop) است که برده بوده و در قرن ششم قبل از میلاد در یونان می زیست ویاد آور لقمان است.

کلیله و دمنه عالی ترین فابل در ادبیات فارسی هم از این نوع است که از مجموعهء فابل های کهن هندی موسوم به پنچه تنترا (Panchatantara) اخذ شده است.» منبع اصلی  کلیله و دمنه را به درجهء اول همان کتاب پنجه تنتره (پنج کتاب یا پنج دریا) و به در جهء دوم مهابهاراته (Mahabharata) می دانند که هر دو به زبان سنسگریت نوشته شده است.

ملک الشعرا محمد تقی بهار در جلد دوم کتاب معروف خویش« سبک شناسی»  در رابطه به نام اصلی کلیله و دمنه می نویسد که:(( نام اصلی کتاب به زبان سنسگریت«  کرتکا دمنکا» بوده است و در زبان پهلوی« کلیگ و  دمنگ» گفتند، و در زبان دری که گافهای اواخر کلمات به هاءغیر ملفوظ بدل می شود« کلیله و دمنه » شده است.)) هرچند هنوز نویسنده یا نویسنده گان کتاب ناشناخته مانده اند، با این حال برهمنی به نام بید پای را راوی این حکایت ها می دانند. دکتر غلام حسین یوسفی در کتاب « دیداری با اهل قلم» می نویسد که:« افسانه های کلیله و دمنه را بر همنی به نام « بید پای» به اشارهء رای هند- دابِشلیم- برای او روایت کرده است .در حقیقت پیوند این قصه ها با یکدیگر همین وحدت راوی و مخاطب اوست وبس»

او همچنان  به قول دکتر ایندو شیکهر در« پنجاتنترا» آورده است که کلمهء «بید پای» صورت تحریف شدهء وید یا پاتی (Vidyapati) است که مرد دانا معنی دارد.

کلیله و دمنه در درازای زمانه ها پیوسته مورد توجه سلاطین و ملوک خاور زمین بوده است. آن را می خواندند. گویی این کتاب برای آن نوشته شده بود تا کتاب ویژهء سلاطین و آنهایی باشد که اندیشهء سلطانی در سر می پروریدند.

ملک الشعرامحمد تقی بهار در جلد دوم کتاب «سبک شناسی » آن جا که در پیوند به کلیله و دمنه سخن می گوید  در همین زمینه چنین نوشته است:« وقتی  جاسوسی از لشکر بهرام چوبین پس از آن که با هرمزد خلاف آشکار کرده بود به مداین باز گشت شاهنشاه از وی در ضمن سوالها پرسید که بهرام اوقات فراغت را چگونه می گذراند؟ آن مرد گفت: بهرام هنگام فراغت در خرگاه به خواندن کلیله و دمنه وقت می گذراند.»



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشخصات

زِ دل زنگ و از رویْ آژنگ‌و ژنگ

نبُرّد زِ بُن جز نبیدِ چو زنگ


دلِ زنگ‌خورده زِ تلخی‌سَخُن

زداید  ازو   زنگْ  باده‌کَهُن


چو پیری درآرد زمانه به مرد

جوانش کند بادۀ سالخَورد


به مرد اندرون باده آرد پدید

که فرزانه گوهر بود، گر پلید؟


5 که را گوهرش پست و بالا بلند

کند باده او را چو خَمّّّ َ کمند 


که را گوهرش بُرز و بالاش پست 

به کیوان برد، چون شود نیم‌مست


چو بی‌دل خورد، مرد گردد دِلیر

چو روبه خورد، گردد او نرّه‌شیر


چو پژمان خورد، شادمانه شود

به رخسار چون ناردانه شود

دقیقی

داستان گشتاسپ و کتایون - بیت 1 تا 8

ب1یکم - زنگ به معنی "زنگار" و کنایه است از" غم و اندوه "

میگوید: هیچ چیز غم و اندوه از دل و چین و شکن از رخسار نزداید، جز بادۀ روشن به رنگ ماه!

ب2 یکم- زنگ خورده به معنی زنگار گ و کنایه از "اندود زده " است."تلخی سخن" که در آن کسرۀ اضافه به نیاز وزن افتاده است، یعنی پیشامدهای ناگوار. دوم- زنگ در اینجا به معنی "زنگار" و کنایه است از "اندوه". در باده کهن کسره اضافه به نیاز وزن افتاده.

ب4- می گوید: باده در مرد پدیدار می کند که گوهر او فرزانه است یا پلید.


مضمون این خطبه را در ستایش" می "را می توان در اشعار بسیاری شاعران دیگر نیز نشان داد. به ویژه در رسالۀ پهلوی مینوی خرد و نورومه در باره می مطالبی آمده است.

 یادداشت های شاهنامه 10/ص 203



مشخصات


نمودار خاستگاه ، بالش و گسترش زبان دری یا فارسی


پروانه اسماعیل زاده, [۲۹.۰۶.۱۸ ۱۸:۵۵]

[Forwarded from یادداشت های شاهنامه خالقی مطلق]

زبان فارسی یا دری حدود دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد که از آن حدود هزار سال نخستین زبان گفتار در جنوب غربی ایران و سپس حدود هزار و پانصد سال زبان گفتار و هزار و صد سال اخیر زبان نوشتار در بخش بزرگ سرزمین های فلات ایران بوده است و روزگاری به عنوان زبان فرهنگ و ادب، به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است.


جلال خالقی مطلق 

گل رنجهای کهن  ص ۳۹۰

مقاله سرگذشت زبان فارسی

@shahnameh1000


دانلود مقاله سرگذشت زبان فارسی - جلال خالقی مطلق  از اینجا


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: زبان ,هزار ,سرگذشت ,فارسی ,خالقی ,زبان فارسی ,سرگذشت زبان ,جلال خالقی ,زبان گفتار ,حدود هزار
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.



نگرشی بر دیپلماسی ن در شاهنامه

مقاله "نگرشی بر دیپلماسی ن در شاهنامه با بازخوانی دو داستان از دو سیاست پیشه به نام های سیندخت و گردیه" 

نویسنده: معصومه شاهسواری



سنجش چهره‌های گردیه و ژاندارک

به قلم پریسا سیمین مهر

چاپ شده در هفته نامه شماره ۳۶۱ امرداد


الحاقی بودن ابیات زن ستیزانه درخصوص گردیه

بیت 3003 به بعد (پاورقی)

بر طبق نسخه دکتر خالقی مطلق

دفتر هشتم، ص 228



[Forwarded from ساعتی با شاهنامه وتاریخ بیهقی]
از  ابیاتی که در شاهنامه به دلیل دستبرد کاتبان یا صاحبان نسخ وارد شاهنامه شده، ابیات الحاقی است که پس از بیت اصلی کشته شدن گستهم به دست گردیه آورده شده است که این بیت اصلی باشد:

سپهبد به تاریکی اندر بمرد
شب و روز روشن به جویا سپرد!
(نسخه خالقی مطلق، دفتر هشتم، ص 228، بیت 3003)

و ابیات الحاقی که 8 بیت هم هستند، پس از این بیت اصلی آمده اند که در پاورقی تصویر بالا آورده ایم.

اما وجه مشترک و مضمون تمامی این گونه ابیات را به طوری کلی میتوان در چند مورد خلاصه نمود:

1. بی ارزشی زن 
2. قابل اعتماد نبودنشان برای م و عدم فرمانبرداری از آنان
3. رازدارنبودنشان
4. فریبندگی آن ها
5. بی دانشی و عدم خردمندیشان

از 5 موردی که بیان شد در ابیات الحاقی که در تصویر موجود است تمامی موارد فوق بجز مورد سوم دیده می شود و مورد ششم نیز به صورت تلویحی بیان شده است.
سراینده این بیت های مستهجن، همپایه همان مرد خبیثی است که بیت 'زن و اژدها هر دو در خاک به' را سروده و درون شاهنامه کرده است و نیز در ردیف همان روشنفکران زمانه ماست که با آنکه می دانند چنین بیتی برافزوده است، به ظاهر به بهانه انتقاد از شاعر، ولی درواقع برای احساسات زن ستیزی خود آن را به نام شاعر نقل می کنند. آوردن چنین بیت هایی حتی در نسخه بدل های شاهنامه توهین بزرگی به شاعر است، ولی با این حال، باید آن ها را  برای نمودن دستبردهایی از این گونه در شاهنامه و نشان دادن رواج بیشتر احساسات زن ستیزی دوره های متاخرتر نقل کرد

بیت "که پیش ن راز هرگز مگوی/چو گویی سخن بازیابی به کوی" از جمله مواردی است که از زبان اسفندیار درخصوص رازدارنبودن ن بیان شده است و یک مورد هم از زبان بیژن به منیژه دیده می شود: "که گر لب بدوزی ز بهر گزند/ ن را زبان هم نماند به بند"

[Forwarded from ساعتی با شاهنامه وتاریخ بیهقی]
در  داستان هرمزدنوشین روان از بیت 1560 به بعد که گُردیه وارد صحنه میگرددتا بیت 1700 که در واقع شخص نخستین روایت همین گردیه است ؛در منابع دیگر حتی یکبار هم از او نامی به میان نیامده است. از آنجا که در سراسر داستان بهرام چوبین میان روایت شاهنامه و اخبار الطوال و تاریخ بلعمی و نهایه الارب خویشاوندی نزدیک است تردیدی نمیتوان داشت که در سه اثر دیگر در اینجا روایت گردیه را حذف کرده اند و یا در ترجمه عربی که ماخذ این سه اثر بوده حذف کرده اند.به ویژه که همه این آثار روایات پس و پیش آن را دارند. ثعالبی نیز این روایت را ندارد یعنی او نیز این روایت را که در ماخذ اصلی او شاهنامه ابومنصوری آمده بود کنار گذاشته است.علت اصلی این کار کوتاه کردن روایات است ولی یعید نیست که سخن گفتن زنی در انجمن مردان آن هم با بی پروایی که در شاهنامه می بینیم خوشایند اهل سبیل نبوده باشد . با اینحال دریغ است که گروهی مغرض حکیم توس را همیشه زن ستیز میدانسته اند و میدانند...

[Forwarded from ساعتی با شاهنامه وتاریخ بیهقی]
در میان ن بسیاری که به خسروپرویز نسبت می دهند ما درباره بیش  از 12000 زن میخوانیم . 3 تن میان آنها از بقیه مهم ترندکه گُردیه و شیرین و مریم هستند. یعقوبی و طبری و ثعالبی بی تردید اعلام میدارند که گردیه همسر برادر خود بهرام چوبین بود. در شاهنامه میتوان از مجموعه داستان چنین استنباط کرد که او همسر برادر خود بوده است هر چند این امر هرگز صریحا بیان نشده است.گُردیه خواهر و زن بهرام چوبین به فرمانده سپاه شاه هرمزد چهارم (579-590)بود که علیه شاه و سپس خسرو دوم شوریدگردیه برادر دیگری داشت به نام گُردوی. این خانواده اهل ری بودند که در آنجا پدربزرگشان گشتاسپ و پسرش بهرام چوبین به عنوان ساتراپ خدمت میکردند. افراد خانواده از اینکه جانشینان سلسله "ارساسید" بودند به خود می بالیدند که پس از 400 سال قدرت آنها در سال 224میلادی به سلسله ساسانی رسید.هنگامی که بهرام چوبین می خواست علیه هرمزدچهارم شورش کند نخست با پیروان خود م کرد. در جریان این ملاقات گردیه سخنان مبسوطی به زبان شیرین پارسی  ایراد میکند و شدیدا به دشمنان خود به ویژه به "یلان سینه" ( یا به قول ثعالبی  "مردان سینه" )که مرد دست راست بهرام چوبین است حمله میکند البته گردیه نمی خواهدعلیه آنها که در مجلس حضور دارند سخنی بگوید. بعدا گردیه  باز هم با نقشه بهرام چوبین برای کنار زدن خسرو پرویز از قدرت و فرمانروایی خود مخالفت میکند .با اینهمه باز ناکام میماند.بنابر نوشته های دینوری و فردوسی گردیه ابتدا با گستهمِ بستام پسر عموی خسرو پرویز ازدواج میکند.گردیه را میتوان از شیرن شاهنامه به شمار آورد. او میتواند به رغم بسیاری رویدادهای بی اساس یک شخصیت تاریخی باشد.تنها جنبه داستان زندگی او که ممکن است به ذائقه خواننده خوش نیاید رفتار او در برابر شوهرش بِستام است که میتواند به آن دلیل باشد که تئودور نولدکه  در نوشته هایش او را زنی توطئه گر  و تا حدودی خالی از جذابیت میداند و به راستی ادعا کرده است که گرآفرید شجاع و زیرک و برازنده تر بوده است هرچند که در شاهنامه گردیه زنی به غایت سیاسی و میهن پرست و سلطنتی و شجاع و جنگجو معرفی شده است...


درباره «گردیه» خواهر«بهرام چوبین» درجنگ با«خاقان» چنین میخوانیم :

بدو گردیه گفت کاینک منم
که بر شیردرنده اسب افکنم

همان خواهرپهلو نامدار
بنیزه درآمد بنزد سوار

یکی نیزه زدبر کمربند اوی
که بگذاشت حفتان وپیوند اوی

چون از پشت باره درآمد نگون
همه ریگ شدزیر او جوی خون

یلان سینه با آن گزیده سپاه
برانگیخت اسب اندرآن رزمگاه

همه لشکر چین همی برشکست
بسی کشته افکند وچندی بخست

دوفرسنگ لشکرهمی شد زپس
بر اسبان نماندندبسیار کس

سراسر همه دشت شد رودخون
یکی بی سرو دیگری سرنگون

چوپیروز شدسوی ایران کشید
بر شهریار دلیران کشید

بروز چهارم به آموی شد
ندیدی زنی کوجهانجوی شد

مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: شاهنامه ,گردیه ,چوبین ,بهرام ,ن ,اصلی ,بهرام چوبین ,ابیات الحاقی ,شاهنامه وتاریخ ,وتاریخ بیهقی ,from ساعتی ,شاهنامه وتاریخ بیهقی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

نام کتاب

نام کتاب

ایرانیات در کتاب بزم فرزانگان

نوشتۀ آثنایُس(سدۀ دوم میلادی)

برگردان و یادداشت ها: جلال خالقی مطلق

تهران 1386

انتشارات مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی

122 صفحه

آثنایُس در سده دوم میللادی در روم  می زیست و موضوع کتاب گفتگوی چند تن دانشمند هنگام خوان و بزمی خیالی می باشد. در بزمی که در خانه ای در رُم برگزار می شود 29 تن فیلسوف ، خطیب، پزشک، موسیقی دان و غیره گرد می آیند و در باره موضوعات گوناگون سخن می گویند. اهمیت کتاب بزم فرزانگان در این است که مطالب آن عقاید و نظریات مهمانان آن نیست، بلکه انبوهی نقل قول است از هزار سال ادبیات یونان(از سدۀ هشتم پیش از میلاد تا سدۀ دوم میلادی) . 


 



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل